روزی که گاليله آموزش پزشکی را رها کرد

گاليله، بزرگترين فرزند خانواده‌ی سرشناسی بود که در گذشته ثروت و نفوذ بسياری داشت، ولی در دوران نشو و نمو گاليله دچار فقر وتنگدستی شده بود. او تا يازده سالگی در خانه آموزش ديد. پدر که نوازنده دربار بود و با اميران و اشراف نشست و برخاست داشت، خودش او را آموزش می‌داد و گاهی نيز از معلمان خصوصی کمک می‌گرفت. گاليله، نواختن عود و چنگ را تا سر حد استادی آموخت و در فن موسيقی از پدر پيشی گرفت. در همه‌ی دوران زندگی، نواختن عود برای او همراه با لذت و آرامش بود.

  گاليله در دوازده سالگی تحصيلات ابتدايی خود را در صومعه‌ای در سی کيلومتری شرق فلورانس آغاز کرد. روش زندگی در صومعه، به اندازه‌ای در نظر گاليله خوشايند آمد که در پانزده سالگی جامه‌ی طلبگی بر تن کرد، ولی پدرش که از اين وضع ناراضی بود، او را به بهانه درمان عفونت چشم از صومعه بيرون برد. چشم درد گاليله واقعی بود. او را برای معالجه، نزد پزشک بردند، اما قصد اصلی پدر اين بود که پسرش ديگر به آن صومعه بازنگردد.

  پدر گاليله مايل بود پسر بزرگش شغلی پردرآمد و آبرومند داشته باشد. او می‌خواست گاليله نيز مانند نيای مشهور و ثروتمندش، پزشک شود. به همين جهت در سال ۱۵۸۱ ميلادی، گاليله به دستور پدرش به عنوان دانشجوی پزشکی در دانشگاه پيزا نام‌نويسی کرد. گاليله در دانشگاه به عنوان دانشجويی خودسر و خرده‌گير معروف شد که با استادان خود بحث و مناظره می‌کرد و نظريات ارسطو را به چالش می‌کشيد. 

  در سال ۱۵۸۳ ميلادی، هنگامی که گاليله سال دوم پزشکی را می‌گذراند، برحسب تصادف، سخنرانی استاد رياضی مجربی را شنيد. او سراپا مجذوب سخنان استاد شد. اين نخستين برخورد واقعی گاليله با رياضيات بود. پس از آن، در برابر کلاس رياضيات استاد مورد علاقه‌اش می ايستاد و به سخنان او با علاقه گوش می‌داد. سرانجام، گاليله جزوه‌های پزشکی را کنار گذاشت و مطالعه‌ی مثلثات اقليدس را آغاز کرد.

  گاليله‌ی جوان، پيشرفت زيادی در رياضيات کرد. از اين رو، مدتی بعد، از پدر خواست تا اجازه دهد پزشکی را رها کند و به تحصيل رياضيات بپردازد. پدر که می‌دانست برای يک رياضی‌دان فرصت‌های شغلی محدودی وجود دارد، با اين کار مخالفت کرد. ولی گاليله به هر روش که بود مطالعه‌ی رياضيات را ادامه داد. سرانجام در سال ۱۵۸۵ ميلادی دانشگاه را بدون دريافت مدرک ترک کرد. او با تدريس خصوصی رياضيات و فلسفه طبيعی، امرار معاش می‌کرد. اما در سال ۱۵۸۹ به‌اندازه‌ای در رياضيات پيشرفت کرد که به عنوان استاد رياضيات در دانشگاهی مشغول فعاليت شد که چهار سال پيش بدون دريافت مدرک آن را ترک کرده بود.

  اما شيرينی اين موفقيت با درگذشت پدر و به ارث گذاشتن کوله‌باری از بدهی برای گاليله، خيلی ‌زودی به تلخی گراييد. پدر پيش از مرگ، جهيزيه سنگينی برای دخترانش تقبل کرده و حال که او مرده بود، مسئوليت اين کار بر شانه‌های گاليله سنگينی می‌کرد. گاليله نتوانست از عهده اين مسئوليت برآيد. به همين جهت هر دو داماد از او شکايت کردند تا اين که يکی از دوستانش در اين راه به او کمک کرد. اين تجربه‌ی تلخ باعث شد سال‌ها بعد گاليله دو دخترش را به صومعه‌ای بسپارد تا به اين ترتيب نه آنان به پشتيبانی مالی گاليله احتياج داشته باشند و نه گاليله مجبور باشد جهيزيه سنگينی برای آنان بپردازد!

  گاليله چه در دوران تحصيل و چه در دوران تدريس در دانشگاه، با مشکلات مالی زيادی دست به گريبان بود. در آن زمان، رياضيات رشته تحصيلی مهمی به شمار نمی‌رفت و حقوقی که يک استاد رياضيات می‌گرفت، در مقايسه باحقوق استادان ديگر، بسيار ناچيز بود؛ حقوق سالانه‌ی يک استاد پزشکی هزار کرون، اما حقوق سالانه‌ی يک استاد رياضی فقط شصت کرون بود. تدريس خصوصی به پسران افراد ثروتمند و بانفوذ، بخشی از هزينه زندگی او را فراهم می‌کرد. بخش ديگری از درآمد او از نوشتن کتاب و اختراع ابزارهای ساده، اما سودمند، به دست می‌آمد.

  در سال ۱۹۵۶، گاليله پرگار ويژه‌ی به نام «پرگار هندسی و نظامي» ابداع کرد که در واقع ابزاری برای محاسبه بود. در دوره‌ای که هنوز ماشين حساب اختراع نشده بود، چنين ابزاری کارايی بسيار داشت. به تدريج استقبال از آن پرگار چنان زياد شد که گاليله صنعتگری را برای ساختن آن استخدام کرد. او پرگار را به‌نسبت ارزان می‌فروخت، ولی از راه آموزش چگونگی کار آن به خريداران، درآمد خوبی به دست می‌آورد. او می‌کوشيد تا حد امکان چگونگی کار با آن را مخفی نگه دارد تا بتواند برای آموزش کار با آن، درآمدی کسب کند و پس از سال‌ها کسب درآمد به اين شيوه، دستور کار با اين پرگار را منتشر کرد. به هر حال، او با همه‌ی مشکلاتی که داشت يک لحظه از کوشش برای روشن ساختن زوايای تاريک دانش بشر کوتاهی نکرد.

 برگرفته از: کتاب گاليله در ۹۰ دقيقه نوشته: جان و مری گريبين/ترجمه‌ی پريسا همايون‌روز

http://www.jazirehdanesh.com

گزارش بازدید دبیران فیزیک از مدرسه هوشمند کاشان

روز پنج شنبه مورخ ۲۶/۸/۹۰ ساعت ۳۰/۸ صبح ، جمعی از دبیران فیزیک شهرستان اران و بیدگل به همراه جمعی از دبیران علوم تجربی راهنمایی این شهرستان با همراهی جناب آقای وفا کارشناس مسوول تکنولوژی و گروه های اموزشی و سرگروه های محترم فیزیک و علوم از دبیرستان محمودیه کاشان بازدید نمودند.

این بازدید پیرو بازدید هفته قبل سرگروه اموزشی فیزیک از مدرسه هوشمند کاشان برنامه ریزی و انجام گردید.

تفاوت گرانیگاه با مرکز جرم در چیست؟

گرانیگاه!

یک خط کش ۵۰ سانتی متری را در دست بگیرید و سعی کنید با یک انگشت آن را به حالت تعادل در آورید،به نظر شما در کدام نقطه خط کش به حالت تعادل در می آید؟ آیا اگر این خط کش را از این نقطه ای آویزان کنیم باز هم تعادل دارد؟ اگر این خط کش را به صورت عمودی آویزان کنیم چطور؟آیا می توان گفت وقتی جسم به حالت تعادل (بدون حرکت است) از نقطه مرکز جرم یا گرانیگاه آن آویزان شده است؟اشکال کار کجاست؟ درحقیقت باید توجه کرد که گرانیگاه هر جسمی که آویزان باشد مستقیما در زیر نقطه آویز و یا در روی آن قرار دارد.از سوی دیگر گرانیگاه صرفا میانگین توزیع وزن است! لطفا دقت کنید:میانگین توزیع وزن!نه جرم. اما چون وزن و جرم در حضور شتاب گرانشی متناسب با هم هستند از این رو گرانیگاه و مرکز جرم هر دو مربوط به یک نقطه می گردند. جسم چه تحت گرانش باشد و چه نباشد دارای مرکز جرم است اما مسلما همیشه دارای گرانیگاه نیست!بنابراین در حضور گرانش صحبت از گرانیگاه می کنیم گرچه بهتر است همواره از اصطلاح مرکز جرم استفاده کنیم. حال بیایید به این موضوع بپردازیم که گرانیگاه یک جسم را چگونه تعیین کنیم. برای تعیین گرانیگاه یک جسم دو حالت را می توان در نظر گرفت: الف ) جسم به شکل متقارن است:در این صورت محل برخورد محورهای تقارن محل مرکز جرم و در حضور گرانش محل گرانیگاه نیز است. ب ) جسم نامتقارن است :در این صورت محل مرکز جرم و یا گرانیگاه در نقطه مرکز هندسی جسم است و برای تعیین آن لازم است با استفاده از روابط ریاضی مساله را حل نمود.باید توجه داشت که محل مرکز جرم لزوما در درون جسم قرار ندارد. حال که به این موضوع پرداختیم،بیایید به این مساله نیز نگاه کنیم: ورزشکاری اقدام به پرش فاسبری می کند این ورزشکار هنگامی که از روی میله می گذرد مرکز جرمش بیرون بدن او قرار می گیرد،به نظر شما محل گرانیگاه این شخص کجاست؟چه شباهتی بین او و بومرنگ می بینید؟



تصویر

پرش فاسبری

این ورزشکار پرش ارتفاع هنگام عبور از روی میله در فنّی که به پاس مبتکر آن «پرش فاسبری» خوانده می‌شود ، بدن خود را خم (کمانی) می‌کند. در نتیجه مرکز جرم او در واقع از زیر میله می‌گذرد. اجرای این فن به افزایش کم‌تری در انرژی پتانسیل گرانشی نیاز دارد تا اجرای فن قدیم‌تر که در آن پاها به ترتیب از روی میله عبور می‌کرد.